پیروزی تیم ملی ایران مقابل کره جنوبی دوباره تونست به شور ملی ما جنبش دوباره ای بده . منم خوشحالم که این ملت بیچاره تونسته یه جای دوباره خودی نشون بده واقعا توی این شرایط در حال مرگ روزنه خوبی بود . امیدوارم این اتفاقات خوشایند ی شروع بدون توقف و همه جانبه باشه و دولت جدید هم....
به بچه های تیم ملی و همه ایرانیا تبریک میگم .
اینم چند تا عکس داغ




ای ...داد بیداد ....
چه فرصتای گرانی به بیهودگی از دست دادیم و ...
چه کارایی میتونستیم بکنیم و ...
میخواستم یه چیزی بگم که همون مقدمه اولش خوب شروع شد اما تنه ی اصلی حرفامو بیحوصلگی خورد
ولی بذار این جوری تمومش کنم که همون حرف اصلیمه:
میدونی خلاصه کلام اینکه : یک عمر دنبال این میگشتم که بدونم واقعیت چیه و حقیقت کدومه؟
تازه دارم به اینجا میرسم که حقیقی کدومه و مجازی کدومه ؟
مثلا الان که تو وبلاگم دارم مینویسم توی یک دنیای حقیقی هستم یا مجازی ؟
پس ادم چی ؟ حقیقیه ؟ هستس ؟ کائنات و .....
هفتادمین مراسم سالانه جوایز سینمایی گلدن گلوب در حالی ساعاتی پیش در لس آنجلس برگزار شد که فیلم ضد ایرانی «آرگو» و کارگردان آن «بن افلک»، در حضور بزرگان سینمای جهان جایزهی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را کسب کردند.
فرارو-هفتادمین مراسم سالانهی جوایز سینمایی گلدن گلوب ساعاتی پیش با معرفی برگزیدگان در بخشهای گوناگون پایان یافت.
جایزه بهترین فیلم به فیلم ضد ایرانی «آرگو» ساختهی بن افلک رسید. در این بخش فیلمهای «جانگوی آزاد شده» (به کارگردانی کوئنتین تارانتینو)، «زندگی پی» (آنگ لی) ، «لینکلن» (اسپیلبرگ)و «سی دقیقه بامداد» (بیگلو) هم نامزد بودند.
بهترین کارگردان هفتادمین گلدن گلوب، بن افلک، کارگردان «آرگو» شناخته شد. کاترین بیگلو (با فیلم «سی دقیقه بامداد»)، آنگ لی «زندگی پی»، استیون اسپیلبرگ«لینکلن» و کوئنتین تارانتینو «جانگوی آزاد شده» دیگر نامزدهای کسب این عنوان بودند.
گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی در سال 2013 به فیلم «عشق»ساخته میشل هانکه رسید. «رسوایی سلطنتی»، «دست نیافتنیها»، «کن تیکی» و «استخوان و زنگار» رقبای فیلم هانکه در این بخش بودند.
جایزهی بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را دنیل دی لوئیس با بازی در فیلم «لینکلن» دریافت کرد. ریچارد گر با فیلم «قضاوت»، جان هاوکس با بازی در فیلم «جلسات»، خواکین فونیکس «استاد» و دنزل واشنگتن «پرواز» دیگر نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش اصلی مرد گلدن گلوب بودند.
همچنین هیو جکمن جایزه بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی را با بازی در فیلم بینوایان دریافت کرد.
در بخش بهترین ترانه غیراقتباسی آدله برای فیلم جیمزباندی «اسکای فال» برنده جایزه بهترین شد.
جسیکا چستین، بازیگر «سی دقیقه بامداد»، بهترین بازیگر نقش اصلی زن امسال شناخته شد. ماریو کوتیلار «استخوان و زنگار»، هلن میرن («هیچکاک»)، نوامی واتس («غیرممکن»)، راشل وایس («دریای عمیق آبی») دیگر بازیگران نامزد این بخش بودند.
برای معرفی فیلم «لینکلن»، رئیس جمهور اسبق آمریکا، بیل کلینتون با تشویق حضار به روی سن آمد و با سخنرانی کوتاه درباره برده داری در زمان آبراهام لینکلن و اقدامات وی در این خصوص به معرفی تیزر این فیلم پرداخت.
کوین کاستنر برای بازی در «هت فیلدها و مک کوی ها» جایزه بهترین بازیگر مرد مجموعه های کوتاه یا فیلم های تلویزیونی را به دست آورد.
کوئنتین تارانتینو برای «جانگوی آزاد شده» عنوان بهترین فیلمنامه گلدن گلوب امسال را دریافت کرد.
عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل مرد گلدن گلوب 2013 به کریستئوفر والتس، بازیگر «جانگوی آزاد شده» و بهترین بازیگر نقش مکمل زن به آن هاتوی، بازیگر «بینوایان» رسید. نیکول کیدمن هم نامزد دریافت این جایزه بود.
جولیان مور برای بازی در «تغییر بازی» برنده جایزه بهترین بازیگر زن مجموعه های کوتاه یا فیلم های تلویزیونی شد.
همچنین از معروفترین چهره های حاضر در سالن می توان به کاترین زیتا جونز، داستین هافمن، جولیا رابرتز، جورج کلونی، جنیفر لوپز، لئوناردو دی کاپریو، امیلی بلانت، کاترین بیگلو، استیون اسپیلبرگ، جودی فاستر و ... اشاره کرد.
|
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !
حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید...
داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده...!
روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان...
دزدها میآمدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند...
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.
میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است...
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !
چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانهای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز بهدردنخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر ميیافتند...
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از ...
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند.
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد...!
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیآوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند...
|
ازسوی دیگر محققین، یکی از علتهای بروز بیماری آلزیمر را رسوب یونهای آلومینیوم در مغز عنوان میکنند.
|
| کارگردان | بن افلک |
|---|---|
| تهیهکننده | جرج کلونی، گرانت هسلوف، بن افلک |
| نویسنده | کریس تریو |
| بازیگران | بن افلک، برایان کرانستون، آلن آرکین، جان گودمن |
| موسیقی | الکساندر دسپلا |
| فیلمبرداری | رودریگو پریتو |
| تدوین | ویلیام گولدنبرگ |
| گونه | دلهرهآور |
| توزیعکننده | برادران وارنر |
| تاریخ انتشار | ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲ |
| کشور | آمریکا |
| زبان | انگلیسی |
| بودجه | ۴۴٫۵ میلیون دلار |
خلاصه داستان فیلم
در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ و در گیر و دار انقلاب ایران گروهی موسوم به دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و آن را به تصرف خود درآوردند و کارمندان آمریکایی سفارت را هم به گروگان گرفتند. از میان کارکنان به گروگان گرفته شده، تعداد ۶ نفر موفق میشوند از در پشت سفارت به خانه کن تیلور سفیر کانادا در ایران بگریزند و سپس سازمان سیا مامور ویژهاش تونی مندز با بازی بن افلک را مامور فراری دادن این ۶ نفر از تهران میکند. بر اساس نقشه مندز، او و ۶ نفر آمریکایی هویت یک گروه فیلمسازی را به خود میگیرند که برای یافتن مکانهای فیلمبرداری فیلمی علمی-تخیلی به نام «آرگو» به خاورمیانه سفر کردهاند. برای واقعی جلوه دادن این نقشه مندز از عوامل حرفهای در هالیوود بهره گرفت، جان چمبرز، چهرهپرداز آمریکایی یکی از این افراد بود. به موازات عملیات مندز، تبلیغات این فیلم ساختگی در روزنامهها و مجلات هالیوود به عنوان تولیدی از استودیو ۶ آغاز شد و حتی برای واقعیتر جلوه دادن این داستان ساختگی، یکی از این روزنامهها را بهدست یکی از دیپلماتها دادند که در هنگام خروج همراه خود داشته باشد.در انتها ۶ نفر آمریکایی با هویت جعلی و گذرنامه کانادایی، از مرز قانونی ایران در فرودگاه مهرآباد خارج میشوند و با پرواز سوئیس ایر به اروپا میگریزند.
بازیگران:
تولید:
در سال ۲۰۰۷ میلادی جاشوا بیرمن در مجله وایرد مطلبی با عنوان «چگونه سازمان سیا از یک داستان علمی تخیلی جعلی برای نجات آمریکاییها از تهران استفاده کرد» منتشر کرد و در آن جزئیات نجات ۶ نفر دیپلمات آمریکایی در تهران را توضیح داد.پیش از آن تونی مندز هم خاطرات خود را در پایگاه اینترنتی سازمان سیا منتشر کرده بود. در سال ۲۰۰۷ بر اساس این دو مقاله جرج کلونی به همراه گرانت هسلوف و دیوید کلاوانز پروژه ساخت فیلم را آغاز کردند، در فوریه ۲۰۱۱ بن افلک به عنوان کارگردان به گروه تولید فیلم اضافه شد. انتخاب بازیگران ایرانی از طریق تبلیغات در روزنامههای فارسیزبان آمریکا انجام شد. بعد از انتخاب بازیگران فیلمبرداری فیلم در ماه اوت ۲۰۱۱ در لوسآنجلس کلید خورد. مابقی تصاویر فیلم نیز در شهرهای مک لین ویرجینیا، واشنگتن دیسی و استانبول فیلمبرداری شد.
آرگو اولین بار در سی و هفتمین جشنواره فیلم تورونتو به نمایش در آمد و نمایش گستردهٔ آن در سینماهای آمریکا از ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲ آغاز شد.
بازتابها:
فیلم آرگو بازتابهای گوناگونی در جامعه ایرانی داشتهاست. بعضی از تماشاگران ایرانی آرگو، فیلم را دارای نگاهی مثبت و پیامی برای صلح میان ایران و آمریکا میدانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند که سازندگان این فیلم سیاه نمایی کردهاند و تصویر درستی از ایران و ایرانی ارائه ندادهاند.
آرگو در مجموع با استقبال منتقدان روبرو شدهاست.راجر ایبرت به فیلم نمره کامل (چهار ستاره) داده و هنر بکار رفته در فیلم را نایاب توصیف کرد. گری سیک در مصاحبه با رادیو ان پی آر از اینکه در فیلم، با وجود موضوع حاد سیاسی، دست کم یک ایرانی با شخصیت مثبت معرفی شده اظهار خوشنودی کرد.تاد مککارتی منتقد هالیوود ریپورتر نوشت که فیلم آرگو یک فیلم دلهرهآور سیاسی عالی است که جزئیات را هوشمندانه روایت میکند. منتقد یواسای تودی نوشت که آرگو یک فیلم دلهرهآور سیاسی واقعی و هیجان انگیز با طراحی عالی است.در عوض هنری بارنز نویسنده گاردین این طور نظر داد که حجم بار تبلیغی موجود در فیلمنامه، کل آن را غیرقابلاعتماد ساختهاست. همچنین سارا شورد، یکی از سه آمریکایی که در سال ۲۰۰۹ در ایران بازداشت شده بود در انتقاد از این فیلم نوشت که آرگو حقیقتهای ایران را محو میکند، و استدلال کرد که قهرمان واقعی این فیلم زن ایرانی است که در سفارت کانادا کار میکرده اما در فیلم به او بهای کافی داده نشدهاست. از سوی دیگر، پس از نمایش اولیهٔ فیلم در جشنوارهٔ تورنتو، خبرگزاریهایی کانادایی نیز از کمرنگ نشان دادن نقش کانادا در داستان فیلم انتقاد کردند.
نقد منابع ایرانی از آرگو منفی بودهاست. الف، تولید فیلم را به صهیونیستها نسبت دادو خبرگزاری فارس با این استدلال که فیلم آرگو چند ساعت پس از تعطیل شدن سفارت کانادا در ایران، در جشنوارهای در تورنتو به نمایش درآمده نوشت که هدف این فیلم آن است که ایران را به عنوان دشمن معرفی کند.[ خبرگزاری نامه هم پیشبینی کرد که این فیلم نامزد جوایز اسکار خواهد شد