ساختن فیلم مثه روندن یه دلیجان تو غرب وحشیه ، اولش انتظار یه سفر لذتبخش رو داری ولی بعدش فقط آرزوی میکنی زنده به مقصد برسی !
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 9:23  توسط حميد حميدزاده  | 

از تو که حرف می‌زنم
همه فعل‌هایم ماضی‌اند
حتی ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید
کمی نزدیک‌تر بنشین

دلم برای یک حال ساده تنگ شده است

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 0:13  توسط حميد حميدزاده  | 

‏ضمن عرض تسلیت به جامعه هنری ایران
بزرگ بانوی آواز ایران (حمیرا) ساعتی پیش در لس آنجلس درگذشت...

پروانه امیرافشاری در سال ۱۳۲۳ به دنیا آمد. وی از خانوادهٔ بانفوذ و سرشناس امیرافشاری، که اصالتی آذری دارند، است. نام کامل وی پروانه امیرافشاری زنجانی است. پدرش از زمین‌داران بزرگ زنجان بود. پدر حمیرا مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقهٔ شمال غرب ایران بود. از همان دوران کودکی حمیرا، خانهٔ آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی، شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامیِ آن زمان، مانند قمرالملوک وزیری، روح‌انگیز، بنان، ملوک ضرابی، و بسیاری دیگر بود که همین انگیزهٔ اولیۀ دختر خانواده برای روی آوردن به آواز شد. حمیرا، به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن‌فکر و تازه از آلمان بازگشتهٔ خود، با نام‌نویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن تحت آموزش علی تجویدی و ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در ۱۸سالگی به یک خوانندۀ تمام‌عیار تبدیل شد.

آغاز فعالیت حرفه‌ای
در همان سن آوازی را در دستگاه سه‌گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام «صبرم عطا کن» را اجرا کرد که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است. وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدرش صدای دختر خود را می‌شناسد و چون آوازه‌خوان بودن دخترش را دور از شان خانوادگی خود می‌بیند، همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می‌کند. وهمین علت باعث کمیابی صفحات صدای حمیرا در آن زمان می‌شود.
سپس طلاق دختر خود را از همسرش می‌گیرد و به‌مدت یک سال دختر خود را در خانه زندانی می‌کند. بعد یک سال درطی یک سفر اروپایی که برای آقای امیرافشاری پیش می‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه می‌دهد (توضیح: دومین اثر مشترک حمیرا، تجویدی و ترقی ترانه‌ای به نام «سرگردان» در گوشهٔ موالیان از گوشه‌های مهجور دستگاه همایون است. «پشیمانم» بعداً ساخته شد که به‌دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه‌گاه تغییر مقام می‌دهد و بازمی‌گردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز: سخنان زنده‌یاد استاد تجویدی) پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌کند.

ازدواج با پرویز یاحقی
حمیرا مدت ۸ سال همسر آهنگساز بنام ایرانی، پرویز یاحقی بود که در این دورۀ زناشویی، آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ‌هایی از یاحقی، مانند «مرا نفریبی»، «هدیهٔ عشق»، «بهار نورسیده»، «مرا تنها نگذاری»، «پنجره‌ای به باغ گل»، و... اجرا کرده‌است. وی بعد از چند سال، به‌دلیل مشکلات ویژه‌ای که برایش در زندگی پیش آمد، از پرویز یاحقی جدا شد.

حمیرا بعد از انقلاب و مهاجرت از ایران
او پس از انقلاب، چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی‌هزار دلار، آزاد شد. او می‌توانست همانند هایده و مهستی و بسیاری دیگر از هنرمندان، در سال‌های ۵۶ تا ۵۸ از ایران خارج شود، ولی به‌دلیل عشق وافری که به ایران داشت، حاضر به رفتن نشد و به آینده امیدوار بود؛ حتی با پوشش اسلامی (چادر) در جامعه حضور پیدا می‌کرد.
همسر سوم وی، که تاجر کراوات بود، پس از انقلاب عملاً بیکار شد. حمیرا تا اواسط سال ۶۰ خورشیدی در تهران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت‌های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی باز از طرف عناصر تندرو وافراطی مورد اذیت و آزار بسیاری قرار می‌گرفت. به همین دلیل به ناچار و بدون اینکه مورد حمایت همسرش قرار گیرد، در اواخر سال ۱۳۶۰ به تنهایی و به صورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن به همراه دختر دو ساله‌اش، هنگامه، از مرز افغانستان از ایران خارج شدوبه پاکستان رفت؛ از آنجا به اسپانیا و پس از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روانپزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیماً به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش، هما میرافشار، به ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت. در سال ۷۸ خورشیدی به تومور مغزی دچار شد این بانوی بزرگوار پس از سالها مبارزه با این بیماری ساعتی پیش در لس آنجلس درگذشت. وی وصیت کرده است پیکرش در ایران به خاک سپرده شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.‏

ضمن عرض تسلیت به جامعه هنری ایران بزرگ بانوی آواز ایران (حمیرا) ساعتی پیش در لس آنجلس درگذشت...

پروانه امیرافشاری در سال ۱۳۲۳ به دنیا آمد. وی از خانوادهٔ بانفوذ... و سرشناس امیرافشاری، که اصالتی آذری دارند، است. نام کامل وی پروانه امیرافشاری زنجانی است. پدرش از زمین‌داران بزرگ زنجان بود. پدر حمیرا مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقهٔ شمال غرب ایران بود. از همان دوران کودکی حمیرا، خانهٔ آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی، شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامیِ آن زمان، مانند قمرالملوک وزیری، روح‌انگیز، بنان، ملوک ضرابی، و بسیاری دیگر بود که همین انگیزهٔ اولیۀ دختر خانواده برای روی آوردن به آواز شد. حمیرا، به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن‌فکر و تازه از آلمان بازگشتهٔ خود، با نام‌نویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن تحت آموزش علی تجویدی و ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در ۱۸سالگی به یک خوانندۀ تمام‌عیار تبدیل شد.

آغاز فعالیت حرفه‌ای در همان سن آوازی را در دستگاه سه‌گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام «صبرم عطا کن» را اجرا کرد که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است. وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدرش صدای دختر خود را می‌شناسد و چون آوازه‌خوان بودن دخترش را دور از شان خانوادگی خود می‌بیند، همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می‌کند. وهمین علت باعث کمیابی صفحات صدای حمیرا در آن زمان می‌شود. سپس طلاق دختر خود را از همسرش می‌گیرد و به‌مدت یک سال دختر خود را در خانه زندانی می‌کند. بعد یک سال درطی یک سفر اروپایی که برای آقای امیرافشاری پیش می‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه می‌دهد (توضیح: دومین اثر مشترک حمیرا، تجویدی و ترقی ترانه‌ای به نام «سرگردان» در گوشهٔ موالیان از گوشه‌های مهجور دستگاه همایون است. «پشیمانم» بعداً ساخته شد که به‌دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه‌گاه تغییر مقام می‌دهد و بازمی‌گردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز: سخنان زنده‌یاد استاد تجویدی) پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌کند.

ازدواج با پرویز یاحقی حمیرا مدت ۸ سال همسر آهنگساز بنام ایرانی، پرویز یاحقی بود که در این دورۀ زناشویی، آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ‌هایی از یاحقی، مانند «مرا نفریبی»، «هدیهٔ عشق»، «بهار نورسیده»، «مرا تنها نگذاری»، «پنجره‌ای به باغ گل»، و... اجرا کرده‌است. وی بعد از چند سال، به‌دلیل مشکلات ویژه‌ای که برایش در زندگی پیش آمد، از پرویز یاحقی جدا شد.

حمیرا بعد از انقلاب و مهاجرت از ایران او پس از انقلاب، چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی‌هزار دلار، آزاد شد. او می‌توانست همانند هایده و مهستی و بسیاری دیگر از هنرمندان، در سال‌های ۵۶ تا ۵۸ از ایران خارج شود، ولی به‌دلیل عشق وافری که به ایران داشت، حاضر به رفتن نشد و به آینده امیدوار بود؛ حتی با پوشش اسلامی (چادر) در جامعه حضور پیدا می‌کرد. همسر سوم وی، که تاجر کراوات بود، پس از انقلاب عملاً بیکار شد. حمیرا تا اواسط سال ۶۰ خورشیدی در تهران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت‌های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی باز از طرف عناصر تندرو وافراطی مورد اذیت و آزار بسیاری قرار می‌گرفت. به همین دلیل به ناچار و بدون اینکه مورد حمایت همسرش قرار گیرد، در اواخر سال ۱۳۶۰ به تنهایی و به صورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن به همراه دختر دو ساله‌اش، هنگامه، از مرز افغانستان از ایران خارج شدوبه پاکستان رفت؛ از آنجا به اسپانیا و پس از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روانپزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیماً به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش، هما میرافشار، به ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت. در سال ۷۸ خورشیدی به تومور مغزی دچار شد این بانوی بزرگوار پس از سالها مبارزه با این بیماری ساعتی پیش در لس آنجلس درگذشت. وی وصیت کرده است پیکرش در ایران به خاک سپرده شود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 0:54  توسط حميد حميدزاده  | 

‏کارگردان ترکیه‌ای «خواب زمستانی» نخل طلا را گرفت/ اهدای جایزه بزرگ جشنواره کن به «شگفتی‌ها»

 بر اساس گزارش خبرنگار اعزامی سینماپرس به کن، عصر امروز شنبه مراسم اختتامیه شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن برگزار شد..

در شروع این مراسم فیلم «دختر مهمانی» جایزه‌ دوربین طلایی را از آن خود کرد.  این فیلم به کارگردانی ماری آماچوکلی، کلر برگر و ساموئل تئیس فرانس فیلم افتتاحیه بخش نگاه ویژه جشنوراه بود که جایزه ویژه هیات داوران در این بخش را نیز روز گذشته از آن خود کرده بود.

در ادامه تیموتی اسپال بازیگر فیلم «آقای ترنر» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد و جایزه اش را از دست مونیکا بلوچی دریافت کرد.

جایزه‌ بهترین بازیگر زن نیز به جولین مور بازیگر فیلم «نقشه‌ای برای ستارگان» دیوید کراننبرگ  تعلق گرفت اما وی در مراسم اختتامیه حاضر نبود. نماینده‌ مور جایزه‌اش را گرفت و نامه تشکرش را برای حضار قرائت کرد.

همچنین جایزه‌ بهترین فیلمنامه به آندری زویاگینتسف و اولگ نگین برای فیلمنامه «لویاتان» اعطا شد.

در ادامه مراسم هیات داوران جایزه ویژه خود را به فیلم «مامان» ساخته زاویه دولان اعطا شد. وی که جوان‌ترین کارگردان حاضر در مسابقه‌ امسال است، هنگام دریافت جایزه از شدت احساسات به‌گریه افتاد.

«خداحافظی با زبان» ساخته ژان‌لوک گدار نیز جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد و در ادامه بنت میلر امریکایی جایزه‌ کارگردانی را به‌خاطر فیلم «شکارچی روباه» از دست آدرین برودی دریافت کرد.

بر پایه این گزارش، هیات داوران سپس جایزه بزرگ جشنواره را به آلیس رورهواچر کارگردان فیلم «شگفتی‌ها» اهدا کرد.

و سرانجام تارانتینو به همراه اما ترومن نخل طلا را به

کارگردان ترکیه‌ای «خواب زمستانی» نخل طلا را گرفت/ اهدای جایزه بزرگ جشنواره کن به «شگفتی‌ها»

بر اساس گزارش خبرنگار اعزامی سینماپرس به کن، عصر امروز شنبه مراسم ا...ختتامیه شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن برگزار شد..

در شروع این مراسم فیلم «دختر مهمانی» جایزه‌ دوربین طلایی را از آن خود کرد.  این فیلم به کارگردانی ماری آماچوکلی، کلر برگر و ساموئل تئیس فرانس فیلم افتتاحیه بخش نگاه ویژه جشنوراه بود که جایزه ویژه هیات داوران در این بخش را نیز روز گذشته از آن خود کرده بود.

در ادامه تیموتی اسپال بازیگر فیلم «آقای ترنر» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد و جایزه اش را از دست مونیکا بلوچی دریافت کرد.

جایزه‌ بهترین بازیگر زن نیز به جولین مور بازیگر فیلم «نقشه‌ای برای ستارگان» دیوید کراننبرگ  تعلق گرفت اما وی در مراسم اختتامیه حاضر نبود. نماینده‌ مور جایزه‌اش را گرفت و نامه تشکرش را برای حضار قرائت کرد.

همچنین جایزه‌ بهترین فیلمنامه به آندری زویاگینتسف و اولگ نگین برای فیلمنامه «لویاتان» اعطا شد.

در ادامه مراسم هیات داوران جایزه ویژه خود را به فیلم «مامان» ساخته زاویه دولان اعطا شد. وی که جوان‌ترین کارگردان حاضر در مسابقه‌ امسال است، هنگام دریافت جایزه از شدت احساسات به‌گریه افتاد.

«خداحافظی با زبان» ساخته ژان‌لوک گدار نیز جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد و در ادامه بنت میلر امریکایی جایزه‌ کارگردانی را به‌خاطر فیلم «شکارچی روباه» از دست آدرین برودی دریافت کرد.

بر پایه این گزارش، هیات داوران سپس جایزه بزرگ جشنواره را به آلیس رورهواچر کارگردان فیلم «شگفتی‌ها» اهدا کرد.

و سرانجام تارانتینو به همراه اما ترومن نخل طلا را به "خواب زمستانی"  ساخته نوری بیگله جیلان فیلمساز ترکیه ای اهدا نمودند.

شایان ذکر است خواب زمستانی» ششمین ساخته کارگردان فیلم‌های «روزی روزگاری در آناتولی»، «سه میمون» و «اقلیم‌ها» در جشنواره‌ فیلم کن است، این فیلم داستان یک بازیگر سابق رابازگو می‌کند که اکنون به کار هتل‌داری در آناتولی مرکزی مشغول است و  مشکلاتی که  با همسرش دارد، بعد از طلاق خواهر خودش شدت می‌گیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 0:44  توسط حميد حميدزاده  | 

‏کارگردان ترکیه‌ای «خواب زمستانی» نخل طلا را گرفت/ اهدای جایزه بزرگ جشنواره کن به «شگفتی‌ها»

 بر اساس گزارش خبرنگار اعزامی سینماپرس به کن، عصر امروز شنبه مراسم اختتامیه شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن برگزار شد..

در شروع این مراسم فیلم «دختر مهمانی» جایزه‌ دوربین طلایی را از آن خود کرد.  این فیلم به کارگردانی ماری آماچوکلی، کلر برگر و ساموئل تئیس فرانس فیلم افتتاحیه بخش نگاه ویژه جشنوراه بود که جایزه ویژه هیات داوران در این بخش را نیز روز گذشته از آن خود کرده بود.

در ادامه تیموتی اسپال بازیگر فیلم «آقای ترنر» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد و جایزه اش را از دست مونیکا بلوچی دریافت کرد.

جایزه‌ بهترین بازیگر زن نیز به جولین مور بازیگر فیلم «نقشه‌ای برای ستارگان» دیوید کراننبرگ  تعلق گرفت اما وی در مراسم اختتامیه حاضر نبود. نماینده‌ مور جایزه‌اش را گرفت و نامه تشکرش را برای حضار قرائت کرد.

همچنین جایزه‌ بهترین فیلمنامه به آندری زویاگینتسف و اولگ نگین برای فیلمنامه «لویاتان» اعطا شد.

در ادامه مراسم هیات داوران جایزه ویژه خود را به فیلم «مامان» ساخته زاویه دولان اعطا شد. وی که جوان‌ترین کارگردان حاضر در مسابقه‌ امسال است، هنگام دریافت جایزه از شدت احساسات به‌گریه افتاد.

«خداحافظی با زبان» ساخته ژان‌لوک گدار نیز جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد و در ادامه بنت میلر امریکایی جایزه‌ کارگردانی را به‌خاطر فیلم «شکارچی روباه» از دست آدرین برودی دریافت کرد.

بر پایه این گزارش، هیات داوران سپس جایزه بزرگ جشنواره را به آلیس رورهواچر کارگردان فیلم «شگفتی‌ها» اهدا کرد.

و سرانجام تارانتینو به همراه اما ترومن نخل طلا را به

کارگردان ترکیه‌ای «خواب زمستانی» نخل طلا را گرفت/ اهدای جایزه بزرگ جشنواره کن به «شگفتی‌ها»

بر اساس گزارش خبرنگار اعزامی سینماپرس به کن، عصر امروز شنبه مراسم ا...ختتامیه شصت و هفتمین جشنواره فیلم کن برگزار شد..

در شروع این مراسم فیلم «دختر مهمانی» جایزه‌ دوربین طلایی را از آن خود کرد.  این فیلم به کارگردانی ماری آماچوکلی، کلر برگر و ساموئل تئیس فرانس فیلم افتتاحیه بخش نگاه ویژه جشنوراه بود که جایزه ویژه هیات داوران در این بخش را نیز روز گذشته از آن خود کرده بود.

در ادامه تیموتی اسپال بازیگر فیلم «آقای ترنر» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد و جایزه اش را از دست مونیکا بلوچی دریافت کرد.

جایزه‌ بهترین بازیگر زن نیز به جولین مور بازیگر فیلم «نقشه‌ای برای ستارگان» دیوید کراننبرگ  تعلق گرفت اما وی در مراسم اختتامیه حاضر نبود. نماینده‌ مور جایزه‌اش را گرفت و نامه تشکرش را برای حضار قرائت کرد.

همچنین جایزه‌ بهترین فیلمنامه به آندری زویاگینتسف و اولگ نگین برای فیلمنامه «لویاتان» اعطا شد.

در ادامه مراسم هیات داوران جایزه ویژه خود را به فیلم «مامان» ساخته زاویه دولان اعطا شد. وی که جوان‌ترین کارگردان حاضر در مسابقه‌ امسال است، هنگام دریافت جایزه از شدت احساسات به‌گریه افتاد.

«خداحافظی با زبان» ساخته ژان‌لوک گدار نیز جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد و در ادامه بنت میلر امریکایی جایزه‌ کارگردانی را به‌خاطر فیلم «شکارچی روباه» از دست آدرین برودی دریافت کرد.

بر پایه این گزارش، هیات داوران سپس جایزه بزرگ جشنواره را به آلیس رورهواچر کارگردان فیلم «شگفتی‌ها» اهدا کرد.

و سرانجام تارانتینو به همراه اما ترومن نخل طلا را به "خواب زمستانی"  ساخته نوری بیگله جیلان فیلمساز ترکیه ای اهدا نمودند.

شایان ذکر است خواب زمستانی» ششمین ساخته کارگردان فیلم‌های «روزی روزگاری در آناتولی»، «سه میمون» و «اقلیم‌ها» در جشنواره‌ فیلم کن است، این فیلم داستان یک بازیگر سابق رابازگو می‌کند که اکنون به کار هتل‌داری در آناتولی مرکزی مشغول است و  مشکلاتی که  با همسرش دارد، بعد از طلاق خواهر خودش شدت می‌گیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 0:44  توسط حميد حميدزاده  | 

ممکن است شما از من بپرسید که من می خواهم پلانی از یک شخصیت بگیرم چه کنم که همین پلان ساده پلان دینامیک و پرانرژی ای باشد؟ اگر شما دوربین را مستقیماً مقابل و روبروی شخصیت تان بگذارید طوری که کاملاً موازی او باشد این پلان دینامیک کمتری دارد. حالا اگر دوربین را طوری بگذارید که دوربین نسبت به او زاویه پیدا کند که او را سه رخ ببینیم یا اینکه دوربین او را نیمرخ ببینید این دینامیک بیشتری دارد. اصلاً با کمتر دیدن دینامیک بیشتری ایجاد می شود. یعنی شما طور...ی بگیرید که بخشی از صورتش را ببینیم به همین نسبت دینامیک تصویر هم بیشتر می شود. به همین دلیل در چهارشنبه سوری پلانی که مربوط بود به زمانی که خانم تهرانی دوباره به شوهرش شک کرد و دوباره بحران ایجاد شد را ما از پشت گرفتیم زیرا دینامیک بیشتری داشت. شما فرض کنید می خواهید از کسی تصویر بگیرید که در حال گریه کردن است. اگر پلان را از روبرو بگیرید و واضح ببینیم که او دارد گریه می کند دینامیک کمتری دارد نسبت به اینکه از پشت سر پلان او را بگیریم در حالیکه فقط می بینیم که شانه هایش تکان می خورد. این دومی دینامیک بیشتری دارد و این یکی از نکاتی است که من همیشه رعایت می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 10:18  توسط حميد حميدزاده  | 

ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ

ﻭ ﻣﺮﺩﺩ ﺑﺎﺷﯽ

ﻣﺜﻞ ﺳﺒﺎﺑﻪ ﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ

ﮐﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻓﺸﻨﮕﺶ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺷﺒﺤﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ... ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ!

"ﺯﺍﻧﯿﺎﺭ ﺑﺮﻭﺭ"

 
+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 23:46  توسط حميد حميدزاده  | 

ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ

ﻭ ﻣﺮﺩﺩ ﺑﺎﺷﯽ

ﻣﺜﻞ ﺳﺒﺎﺑﻪ ﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ

ﮐﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻓﺸﻨﮕﺶ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺷﺒﺤﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ... ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ!

"ﺯﺍﻧﯿﺎﺭ ﺑﺮﻭﺭ"

 
+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 23:46  توسط حميد حميدزاده  | 

اه ماریا .. ماریا .. ماریا محبوبه خیالی من دیرسالیت که دیگر حتا نمیتونم برای تو عاشقانه ای بسرایم دیر سالیست که احساس میکنم خشکیده ام مثل درختی خشک میان سرمای زمستان و دیگر هیچ امیدی به سرسبزی دوباره نیست اه ماریا معشوقه خیالی من نمیدانم چه رازی است در این جهانِ نهفته که اینگونه غیر قابل باور است تغییرا ت ان نمیدانم چه رازیست ما را که تقسیم میشویم در مرزهایی با دسته بندیهای مختلف عده ای سخت به ناخوشی غرقه میشویم و درد میکشیم و عده ای سخت به زندگانی ارام و دلنشین دست میابند . اه ماریا مطلبوبه دلخستگی های من کمی دیگر طاقت بیاور دارم خودم را از این گدودال سیا ه بالا میکشم .

پنج شنبه 25 اردیبهشت - کرمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393ساعت 17:20  توسط حميد حميدزاده  | 

ازم پرسید:
تو کارت چیه آخه؟
گفتم: من کاشفم:
گفت چی کشف میکنی؟
گفتم هر چی که باعث بقای نامم بشه.
.
.
.
گفتم:میخوام کشفت کنم
گفت: اسممو چی میذاری؟...
گفتم: امریکا
خندیو گفت: چرا امریکا؟
خندیدموگفتم : همینجور الکی
کرمان 2 اردیبهشت 1393

برچسب‌ها: شعر, شعر امروز ایران, شعر شپید, شعر پیشرو, شاعران جوان
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 16:3  توسط حميد حميدزاده  | 

خوشبخت كساني هستند كه عقلشان پاره سنگ بر مي دارد چون ملكوت آسمانها مال آنهاست. ( انجيل به روايت متي)
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 0:32  توسط حميد حميدزاده  | 

+عشقبازی کنیم؟
- چی توش داره؟
+لذت!
- پس عشق چی؟
+ توجییه برای قداست دادن به پست ترین و حیوانی ترین کارامون مردم دوست دارن به کثافت کاریاشون رنگ معصومیت بدن!
- ولی قشنگه
+اوهووم! ولی دروغه!
- ولی اگه میتونستی دروغای قشنگ بهم بگی اونوقت...
+ من سیاستمدار نیستم عزیزم! هنرمندا دروغ نمیگن فقط واقعیت رو گریم میکنن که قابل هضم بشه.بلند شو بریم بارون داره بند میاد!
-مثل اینکه داره کار میکنه!
+ چی؟
- روش اغوا گریت!همینجا بمون میرم مسواکمو بیارم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 0:20  توسط حميد حميدزاده  | 

این شعر را در سالهایی دور در نشریه کلک یا کارنامه خواندم . ترجمه ای بود از احم پوری بعد به شدت به شاعرض علاقه مند شدم. او مردی بود به نام اورهان ولی.

1914 در استامبول به دنیا امد در دانشگاه همان شهر فلسفه خواند و در هنگام بازگشت به خانه از میخانه در گودالی سقوط کرد و مرد

گربه­ ولگرد

  ما نمی­توانیم با هم باشیم، راه ما جداست.
تو گربه قصابی، من گربه سرگردان کوچه­ها.
تو از ظرف لعابی می­خوری،
من از دهان شیر.
تو خواب عشق می­بینی، من خواب استخوان.
اما کار تو هم آسان نیست عزیز.
دشوار است
هر روز خدا دم جنباندن!

  پاسخ گربه­ی قصاب به گربه آواره 

 تو از فقر می­گویی
پس کمونیستی.
بعد آتش می­زنی به ساختمان­ها
در استانبول
در آنکارا…
عجب خری هستی تو!

شعری دیگر

اولین نامه را در این زمستان هولناک

در کافه مجار

برایت می نویسم اوکتای عزیز

امشب مستان همه

سلامت میکنند

بیرون باران می بارد

ابرها در آینه ها می چرخند

در این روز ملیح ومن

هر دو عاشق یک نفریم

بی پولم

دنبال کار

علافم

شاید اگر عاشق نبودم

در انتظار روزی نمی نشستم

تا در راه انسانها بمیرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 16:17  توسط حميد حميدزاده  | 

مطالب قدیمی‌تر