X
تبلیغات
آدوربند
سلام .

پیروزی تیم ملی ایران مقابل کره جنوبی دوباره تونست به شور ملی ما جنبش دوباره ای بده . منم خوشحالم که این ملت بیچاره تونسته یه جای دوباره خودی نشون بده واقعا توی این شرایط در حال مرگ روزنه خوبی بود . امیدوارم این اتفاقات خوشایند ی شروع بدون توقف و همه جانبه باشه و دولت جدید هم....

به بچه های تیم ملی و همه ایرانیا تبریک میگم .

اینم چند تا عکس داغ

 


برچسب‌ها: تیم ملی ایران, صعود به جام جهانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392ساعت 0:15  توسط حميد حميدزاده  | 


درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است

غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده

و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود

درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته

و انسانها به دور خویش میگردند

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست

دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید

غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود


درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم

شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست.

"حسین پناهی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 15:32  توسط حميد حميدزاده  | 

هشتادوپنجمین مراسم سالانه اعطای جوایز اسکار یکشنبه شب 24 فوریه 2013 (بامداد دوشنبه 7 اسفند 91 به وقت ایران) در سالن "دالبی تئاتر" لس‌آنجلس برگزار شد که مهمترین اتفاق غیرمنتظره در آن، اعطای جایزه بهترین فیلم به "آرگو" بود. بنا به این گزارش، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسامی برندگان امسال جوایز اسکار را اعلام کرد و این آکادمی جایزه بهترین فیلم را به فیلم "آرگو" ساخته "بن افلک" اعطاء کرد.

این مراسم نیز همچون مراسم‌ سال‌های گذشته با حواشی مختلفی برگزار شد که از جمله آنها اعلام برنده اسکار بهترین فیلم توسط "میشل اوباما"، همسر رییس جمهور آمریکا بود. جایزه‌ای که به فیلم جنجال‌برانگیز "آرگو" اعطاء شد. "میشل اوباما" که از طریق ویدئو کنفرانس در این مراسم حضور یافته بود، نام فیلم "آرگو" را از کاخ سفید در میان جمعی از همراهان به عنوان برنده این دوره از رقابت‌ها اعلام کرد و "جک نیکلسون"، بازیگر کهنه‌کار هالیوود نیز این جایزه را به "بن افلک" اعطاء کرد. در جوایز امسال فیلم "زندگی پی" با 4 جایزه پیشتاز برندگان بود و پس از آن "بینوایان" و "آرگو" با 3 جایزه در رتبه دوم قرار گرفتند.

به گزارش "تابناک"، هشتاد و پنجمین مراسم اسکار با عبور سینماگران عضو آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک و همچنین گروهی از مدعوین از روی فرش قرمز این مراسم آغاز شد و پس از آن، بازیگران در سالن دالبی تئا‌تر لس آنجلس مستقر شدند و به رسم معمول، مراسم اسکار با اجرای ست مک فارلین با در نظر گرفتن بخش‌های کمیک آغاز شد و سپس سراغ بخش اهدای جوایز رفتند تا برگزیدگان سینمای جهان از منظر ۵۸۵۶ عضو آکادمی معرفی شوند.

اسکار ۲۰۱۳ که به صورت زنده از کانال abc پخش شد، یکی از پرمخاطب‌ترین برنامه‌هایی است که هر ساله در سطح جهان پخش می‌شود و در توجه عمومی مخاطبان جهانی و افزایش شدید فروش آثار سینمایی نقش بسزایی دارد و از این حیث از هفته‌ها پیش از برگزاری مراسم اسکار، کمپانی‌های دارای حق کپی رایت و پخش فیلم‌ها، میلیون‌ها دلار برای تبلیغ فیلمشان هزینه می‌کنند که رقابت‌های اینچنینی در این دوره میان "آرگو" و "لینکلن" بود و دست آخر، این آرگو بود که مهمترین اسکار یا‌‌ همان اسکار بهترین فیلم سال را از آن خود ساخت؛ اسکاری که در اتفاقی جالب و عجیب توسط میشل اوباما از کاخ سفید و از طریق ویدئو کنفرانس اعلام شد!

در این دوره نیز به روال سال‌های پیشین پس از برگزاری چند بخش، رسماً نوبت به معرفی برگزیدگان شد. در نخستین بخش پیش‌بینی‌ها تحقق یافت و کریستوف والتس برای بازی ارزشمندش در "جانگو آزاد شده" برنده اسکار بازیگر مرد مکمل و آن هاتاوی برای "بینوایان" بهترین بازیگر مکمل زن شناخته شد. عشق ساخته میشائیل هانکه نیز مطابق با پیش بینی‌ها، جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را از آن خود کرد. همچنین دانیل دی لوییس برای "لینکلن" اسکار بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد و جنیفر لارنس برای "کتاب بارقه امید" موفق به کسب تنها اسکار این فیلم شد.

بهترین کارگردانی به آنگ لی برای "زندگی پی" رسید، حال آن که بسیاری استیون اسپیلبرگ را برای "لینکلن" گزینه شایسته‌تری می‌دانستند. همچنین در حالی که انتظار می‌رفت دیوید ا.‌راسل برای "کتاب بارقه امید" جایزه اسکار فیلمنامه اقتباسی را به خود اختصاص دهد، این جایزه به آرگو تعلق گرفت. "جانگوی آزاد شده" نیز اسکار فیلمنامه غیراقتباسی را نصیب کوئنتین تارانتینو ساخت.

درباره جایزه هشتاد و پنجم اسکار نیز می‌توان چنین جمع بندی داشت که اگر چهار بخش مستند کوتاه، مستند بلند، فیلم کوتاه زنده، فیلم کوتاه انیمیشن را از مجموعه جوایز جدا کنیم، در بخش اصلی ۲۱ مجسمه اسکار (با احتساب تقسیم اسکار برای تدوین صدا) میان یازده فیلم و به نوعی جوایز میان فیلم‌ها تقسیم شده است.

"زندگی پی" که در یازده بخش نامزد اسکار بود، چهار اسکار دریافت کرد و "بینوایان" و "آرگو" که در هفت و هشت بخش نامزد اسکار بودند، هر یک تنها در سه بخش موفق به کسب جایزه اسکار شدند. فیلم درخشان "لینکلن"، "جانگوی آزاد شده" و "اسکای فال" نیز هر کدام در دو بخش به جوایز اسکار دست یافتند و "عشق" در رخدادی عجیب، تنها اسکار فیلم غیرانگلیسی زبان را به دست آورد. آنا کارنینا و شجاع نیز دیگر فیلم‌هایی هستند که تنها یک جایزه اسکار به دست آوردند.

در اسکار هشتاد و پنجم اما یک رکورد نیز ثبت شد و آن هم کسب سومین اسکار توسط دنیل دی لوئیس، بازیگر توانمند انگلیسی است تا او یک گام بالا‌تر از سایر بازیگران مرد قرار گیرد و تنها "بازیگر مرد نقش اول" باشد که تاکنون موفق به کسب سه جایزه اسکار شده است. در بخش بازیگران زن، کا‌ترین هیپبورن با چهار جایزه اسکار پیشتاز است و بعید به نظر می‌رسد، شخصی به سادگی بتواند به این رکورد برسد.

برندگان مجسمه های طلایی هشتاد و پنجمین دوره مراسم سالیانه اسکار به ترتیب معرفی به شرح زیرند:

بهترین بازیگر مرد مکمل:آلن آرکین، "آرگو" / رابرت دنیرو، "کتاب بارقه امید" / فیلیپ سیمور هافمن، "مرشد" / تامی لی جونز، "لینکلن" / کریستوف والتس، "جانگو آزاد شده"- برنده: کریستوف والتس، "جانگو آزاد شده"

بهترین فیلم کوتاه انیمیشن: "آدام و سگ"، می‌نکیو لی / "Fresh Guacamole"، پی‌ای‌اس / "Head over Heels"، تیموتی رکارت / "Paperman"، جان کارز / "The Simpsons: The Longest Daycare"، دیوید سیلورمن - برنده: "Paperman"، جان کارز

بهترین فیلم بلند انیمیشن: "شجاع"، "فرانکن‌وینی"، "پارانورمن"، "دزدان دریایی! گروه ناجور‌ها"، "رِک-ایت رالف" - برنده: "شجاع"

بهترین فیلمبرداری: سیموس مگراوی، "آنا کارنینا" / رابرت ریچاردسن، "جانگو آزاد شده" / کلودیو میراندا، "زندگی پی" / یانوش کامینسکی، "لینکلن" / راجر دیکینز، "اسکای‌فال"- برنده: کلودیو میراندا، "زندگی پی"

بهترین جلوه‌های تصویری: "انتقامجویان"، "هابیت: یک سفر غیرمنتظره"، "زندگی پی"، "پرومته"، "سفیدبرفی و شکارچی"
- برنده: "زندگی پی"

بهترین طراحی لباس: ژاکلین دوران، "آنا کارنینا" / پاکو دلگادو، "بینوایان" / جونا جانستن، "لینکلن" / ایکو ایشیوکا، "آینه آینه" / کالین آتوود، "سفید‌برفی و شکارچی"- برنده: ژاکلین دوران برای "آنا کارنینا"

بهترین چهره‌پردازی: "هیچکاک"، "هابیت: یک سفر غیرمنتظره"، "بینوایان" - برنده: "بینوایان"

بهترین فیلم کوتاه زنده: "اسد"، برایان باکلی و مینو جرجوره / "پسران بوزکاشی"، سام فرنچ / "منع عبور و مرور"، شاون کریستنسن / "مرگ یک سایه"، توم فان آورمائت و الن دی ول / "هنری"، یان اینگلند - برنده: منع عبور و مرور"، شاون کریستنسن

بهترین مستند کوتاه: Inocente، شان فاین / Kings Point، ساری گیلمان / "دوشنبه‌ها در رسین"، سینتیا وید / "قلب باز"، کیف داویدسن / "رستگاری"، یان آلپرت و متیو اونیل
- برنده: Inocente،شان فاین

بهترین مستند بلند: "۵ دوربین شکسته"، عماد برنات و گای داویدی / "نگهبان"، درور موره / "چگونه از یک بیماری همه‌گیر جان سالم به در ببریم"، دیوید فرانس / "جنگ نامرئی"، کربی دیک / "در جستجوی شوگر من"، مالک بندالجلول
- برنده: "در جستجوی شوگر من"، مالک بندالجلول

بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان: "عشق" میشل هانکه (اتریش) / "جادوگر جنگ" کیم نگوین (کانادا) / "نه" پابلو لارین (شیلی) / "یک رابطه شاهانه" نیکلای آرسل (دانمارک) / "کن-تیکی" اسپن ساندبرگ و یواخیم رونینگ (نروژ) - برنده: "عشق" میشائیل هانکه (اتریش)

بهترین صداگذاری: "آرگو"، "بینوایان"، "زندگی پی"، "لینکلن"، "اسکای‌فال"/font> - برنده: "بینوایان"

بهترین تدوین صدا: "آرگو"، "جانگو آزاد شده"، "زندگی پی"، "اسکای‌فال"، "۳۰ دقیقه بامداد"
برنده: مشترکاً به "اسکای‌فال" و "۳۰ دقیقه بامداد"

بهترین بازیگر زن مکمل:ایمی آدامز، "مرشد" / سالی فیلد، "لینکلن" / آن هاتاوی، "بینوایان" / هلن هانت، "جلسات" / جکی ویور، "کتاب بارقه امید" - برنده: آن هاتاوی، "بینوایان"

بهترین تدوین:ویلیام گلدنبرگ، "آرگو" / تیم اسکوارز، "زندگی پی" / مایکل کان، "لینکلن" / جی کاسیدی و کریسپین استرادرز، "کتاب بارقه امید" / ویلیام گلدنبرگ و دیلن تیچنر، "۳۰ دقیقه بامداد" - برنده: ویلیام گلدنبرگ برای "آرگو"

بهترین طراحی صحنه:سارا گرین‌وود و کتی اسپنسر، "آنا کارنینا" /‌دان هنا، را وینسنت و سایمن برایت، "هابیت: یک سفر غیرمنتظره" / ایو استیوارت و آنا لینچ-رابینسن، "بینوایان" / دیوید گراپمن و آنا پیناک، "زندگی پی" / ریک کار‌تر و جیم اریکسن "لینکلن" - برنده: ریک کار‌تر و جیم اریکسن "لینکلن"

بهترین موسیقی:داریو ماریانلی، "آنا کارنینا" / الکساندر دپلا، "آرگو" / مایکل دانا، "زندگی پی" / جان ویلیامز، "لینکلن" / تامس نیومن، "اسکای‌فال" - برنده: مایکل دانا، "زندگی پی"

بهترین ترانه: جی. رالف برای ترانه "Before My Time" از فیلم "در جستجوی یخ" / کلود-میشل شونبرگ، آلن بوبلی و هربرت کرتسمر برای "ناگهان" از فیلم "بینوایان" / مایکل دانا و بامبی جی‌شری برای ترانه "لالایی پی" از فیلم "زندگی پی" / ادل و پل اپ‌ورث برای ترانه "اسکای‌فال" از فیلم "اسکای‌فال" / وال‌تر مرفی و ست مک‌فارلین برای ترانه "همه به یک دوست خوب نیاز دارند" از فیلم "تد"
برنده: ادل و پل اپ‌ورث برای ترانه "اسکای‌فال" از فیلم "اسکای‌فال"

بهترین فیلمنامه اقتباسی:کریس تریو، "آرگو" / لوسی آلیبار و بن زیتلین، "جانوران محیط وحش جنوب" / دیوید مگی، "زندگی پی" / تونی کوشنر، "لینکلن" / دیوید ا. راسل، "کتاب بارقه امید" - برنده: کریس تریو، "آرگو"

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: میشائل هانکه، "عشق" / کوئنتین تارانتینو، "جانگو آزاد شده" / جان گاتین، "پرواز" / وس اندرسن و رومن کوپولا، "قلمرو طلوع ماه" / مارک بول، "۳۰ دقیقه بامداد" - برنده: کوئنتین تارانتینو، "جانگو آزاد شده"

بهترین کارگردانی:می‌شائل هانکه، "عشق" / آنگ لی، "زندگی پی" / دیوید ا. راسل، "کتاب بارقه امید" / استیون اسپیلبرگ، "لینکلن" / بن زیتلین، "جانوران محیط وحش جنوب"- برنده: آنگ لی، "زندگی پی"

بهترین بازیگر زن: جسیکا چاستین، "۳۰ دقیقه بامداد" / جنیفر لارنس "کتاب بارقه امید" / امانوئل ریوا، "عشق" / کوونژانی والیس، "جانوران محیط وحش جنوب" / نائومی واتس، "غیرممکن" - برنده: جنیفر لارنس "کتاب بارقه امید"

بهترین بازیگر مرد: برادلی کوپر، "کتاب بارقه امید" / دانیل دی لوییس، "لینکلن" / هیو جکمن، "بینوایان" / واکین فینیکس، "مرشد" / دنزل واشینگتن "پرواز" - برنده: دانیل دی لوییس، "لینکلن"

بهترین فیلم: "عشق"، "آرگو"، "جانوران محیط وحش جنوب"، "جانگو آزاد شده"، "بینوایان"، "زندگی پی"، "لینکلن"، "کتاب بارقه امید"، "۳۰ دقیقه بامداد" - برنده: "آرگو"

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 11:14  توسط حميد حميدزاده  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 11:14  توسط حميد حميدزاده  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 11:14  توسط حميد حميدزاده  | 


مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست میکرد و او آنرا به تنها بقالى روستا مى فروخت.
آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید.
روزى مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره ها را به عنوان یک کیلویی به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: راستش ما ترازویی نداریم که کره ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم .
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 10:26  توسط حميد حميدزاده  | 

یک مدتی از زندگی خیلی عادی کذشت و طی شد . رسید به دورانی که شعر مینوشتم  بعد چند تا کتاب خوندم و ژست روشنفکری گرفته بودمو فکر میکردم دیگه کلا مخای این جامعه ماییم و داره بهمون ظلم میشه و باید از همه طلبکار باشیم و این حرفا.یه مدت خیلی زیادیشو دیگه خیلی طولانیه فعلن حال ندارم تایپش کنم. حالا هم که مدام تو خونه هستم و میبینم

 ای ...داد بیداد ....

چه فرصتای گرانی به بیهودگی از دست دادیم و ...

چه کارایی میتونستیم بکنیم و ...

میخواستم یه چیزی بگم  که همون مقدمه  اولش خوب شروع شد اما تنه ی  اصلی  حرفامو بیحوصلگی خورد

ولی بذار این جوری تمومش کنم که همون حرف اصلیمه:

میدونی خلاصه کلام اینکه : یک عمر دنبال این میگشتم که بدونم واقعیت چیه و حقیقت کدومه؟

تازه دارم به اینجا میرسم که حقیقی کدومه و مجازی کدومه ؟

مثلا الان که تو وبلاگم دارم مینویسم  توی یک دنیای حقیقی هستم یا مجازی ؟

پس ادم چی ؟ حقیقیه ؟ هستس ؟ کائنات و .....

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 22:52  توسط حميد حميدزاده  | 

هفتادمین مراسم سالانه جوایز سینمایی گلدن گلوب در حالی ساعاتی پیش در لس آنجلس برگزار شد که فیلم ضد ایرانی «آرگو» و کارگردان آن «بن افلک»، در حضور بزرگان سینمای جهان جایزه‌ی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را کسب کردند.


فرارو-هفتادمین مراسم سالانه‌ی جوایز سینمایی گلدن گلوب ساعاتی پیش با معرفی برگزیدگان در بخش‌های گوناگون پایان یافت.

جایزه بهترین فیلم به فیلم ضد ایرانی «آرگو» ساخته‌ی بن افلک رسید. در این بخش فیلم‌های «جانگوی آزاد شده» (به کارگردانی کوئنتین تارانتینو)، «زندگی پی» (آنگ لی) ، «لینکلن» (اسپیلبرگ)و «سی دقیقه بامداد» (بیگلو) هم نامزد بودند.



بهترین کارگردان هفتادمین گلدن گلوب، بن افلک، کارگردان «آرگو» شناخته شد. کاترین بیگلو (با فیلم «سی دقیقه بامداد»)، آنگ لی «زندگی پی»، استیون اسپیلبرگ«لینکلن» و کوئنتین تارانتینو «جانگوی آزاد شده» دیگر نامزدهای کسب این عنوان بودند.

گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی در سال 2013 به فیلم «عشق»ساخته میشل هانکه رسید. «رسوایی سلطنتی»، «دست نیافتنی‌ها»، «کن تیکی» و «استخوان و زنگار» رقبای فیلم هانکه در این بخش بودند.

جایزه‌ی بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را دنیل دی لوئیس با بازی در فیلم «لینکلن» دریافت کرد. ریچارد گر با فیلم «قضاوت»، جان هاوکس با بازی در فیلم «جلسات»، خواکین فونیکس «استاد» و دنزل واشنگتن «پرواز» دیگر نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش اصلی مرد گلدن گلوب بودند.


همچنین هیو جکمن جایزه بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی را با بازی در فیلم بینوایان دریافت کرد.

در بخش بهترین ترانه غیراقتباسی آدله برای فیلم جیمزباندی «اسکای فال» برنده جایزه بهترین شد.



جسیکا چستین، بازیگر «سی دقیقه بامداد»، بهترین بازیگر نقش اصلی زن امسال شناخته شد. ماریو کوتیلار «استخوان و زنگار»، هلن میرن («هیچکاک»)، نوامی واتس («غیرممکن»)، راشل وایس («دریای عمیق آبی») دیگر بازیگران نامزد این بخش بودند.



برای معرفی فیلم «لینکلن»، رئیس جمهور اسبق آمریکا، بیل کلینتون با تشویق حضار به روی سن آمد و با سخنرانی کوتاه درباره برده داری در زمان آبراهام لینکلن و اقدامات وی در این خصوص به معرفی تیزر این فیلم پرداخت.

کوین کاستنر برای بازی در «هت فیلدها و مک کوی ها» جایزه بهترین بازیگر مرد مجموعه های کوتاه یا فیلم های تلویزیونی را به دست آورد.


کوئنتین تارانتینو برای «جانگوی آزاد شده» عنوان بهترین فیلمنامه گلدن گلوب امسال را دریافت کرد.

عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل مرد گلدن گلوب 2013 به کریستئوفر والتس، بازیگر «جانگوی آزاد شده» و بهترین بازیگر نقش مکمل زن به آن هاتوی، بازیگر «بینوایان» رسید. نیکول کیدمن هم نامزد دریافت این جایزه بود.


جولیان مور برای بازی در «تغییر بازی» برنده جایزه بهترین بازیگر زن مجموعه های کوتاه یا فیلم های تلویزیونی شد.


همچنین از معروفترین چهره های حاضر در سالن می توان به کاترین زیتا جونز، داستین هافمن، جولیا رابرتز، جورج کلونی، جنیفر لوپز، لئوناردو دی کاپریو، امیلی بلانت، کاترین بیگلو، استیون اسپیلبرگ، جودی فاستر و ... اشاره کرد.


برچسب‌ها: گلدن کلوپ 2013, برندگان گلدن کلوپ 2013, جشنواره
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 21:49  توسط حميد حميدزاده  | 

تصمیم کبریکتاب دینیبابای اون زمانهایی که لااقل میتونست پول آب و نان جورکنه مادر و دیگر هیچخیلی ساده و متحد دهقان فداکارریاضی . چیزی که من همیشه ازش رنج میبردم و میبرماینم آخر شیرین کاری و بازیگوشی بودپیک شادییییییییییییی  آبرنگایی که هیچ وقت نتونستیم ازش استفاده کنیم و حالا تازه میفهمیم اینا برای ی ورق کاغغذ خیلی زیادی بودن . زودم خشک میشدن
برچسب‌ها: مدرسه, کودکی دهه پنجاه و شصت, کتابهای مدرسه قدیمی, خاطرات مدرسه, کودکی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:50  توسط حميد حميدزاده  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:42  توسط حميد حميدزاده  | 

               

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند...!

شهر دزدها


شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !


حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!

به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید...

داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی می‌کرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می‌کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده...!

روزی، چطورش را نمی‌دانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می‌کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان...

دزدها می‌آمدند؛ چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند...

اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه می‌ماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می‌گذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!

بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.

می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است...

در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !

چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!

او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه‌ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد.

به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمی‌زد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم می‌زدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به‌دردنخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضعشان روز به روز بدتر می‌شد و خود را فقیرتر مي‌یافتند...

به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر می‌کرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر می‌شدند.

به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!

قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانت‌های هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی می‌کردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا می‌کشید و آن دیگری هم از ...

اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدست‌ها عموماً فقیرتر می‌شدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی می‌کشیدند، فقیر می‌شدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها می‌دزدیدند.


فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد...!


به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمی‌آوردند، صحبت‌ها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 21:29  توسط حميد حميدزاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 18:54  توسط حميد حميدزاده  | 

کارگردان بن افلک
تهیه‌کننده جرج کلونی، گرانت هسلوف، بن افلک
نویسنده کریس تریو
بازیگران بن افلک، برایان کرانستون، آلن آرکین، جان گودمن
موسیقی الکساندر دسپلا
فیلم‌برداری رودریگو پریتو
تدوین ویلیام گولدنبرگ
گونه دلهره‌آور
توزیع‌کننده برادران وارنر
تاریخ انتشار ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲
کشور آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۴۴٫۵ میلیون دلار

 

خلاصه داستان فیلم

در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ و در گیر و دار انقلاب ایران گروهی موسوم به دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و آن را به تصرف خود درآوردند و کارمندان آمریکایی سفارت را هم به گروگان گرفتند. از میان کارکنان به گروگان گرفته شده، تعداد ۶ نفر موفق می‌شوند از در پشت سفارت به خانه کن تیلور سفیر کانادا در ایران بگریزند و سپس سازمان سیا مامور ویژه‌اش تونی مندز با بازی بن افلک را مامور فراری دادن این ۶ نفر از تهران می‌کند. بر اساس نقشه مندز، او و ۶ نفر آمریکایی هویت یک گروه فیلمسازی را به خود می‌گیرند که برای یافتن مکان‌های فیلمبرداری فیلمی علمی-تخیلی به نام «آرگو» به خاورمیانه سفر کرده‌اند. برای واقعی جلوه دادن این نقشه مندز از عوامل حرفه‌ای در هالیوود بهره گرفت، جان چمبرز، چهره‌پرداز آمریکایی یکی از این افراد بود. به موازات عملیات مندز، تبلیغات این فیلم ساختگی در روزنامه‌ها و مجلات هالیوود به عنوان تولیدی از استودیو ۶ آغاز شد و حتی برای واقعی‌تر جلوه دادن این داستان ساختگی، یکی از این روزنامه‌ها را به‌دست یکی از دیپلمات‌ها دادند که در هنگام خروج همراه خود داشته باشد.در انتها ۶ نفر آمریکایی با هویت جعلی و گذرنامه کانادایی، از مرز قانونی ایران در فرودگاه مهرآباد خارج می‌شوند و با پرواز سوئیس ایر به اروپا می‌گریزند.

بازیگران:

  • بن افلک در نقش تونی مندز
  • برایان کرانستون در نقش جک اُ‌دانل
  • جان گودمن در نقش جان چمبرز
  • آلن آرکین در نقش لستر سیگل
  • کایل چندلر در نقش همیلتون جردن
  • ویکتور گاربر در نقش کن تیلور
  • تیت دُنوان در نقش باب آندرس
  • مایکل پارکز در نقش جک کربی
  • کلیا دووال در نقش کورا لیجک
  • تام لنک در نقش راد
  • کریستوفر استنلی در نقش تام آهرن
  • امید ابطحی در نقش رضا
  • تیلر شیلینگ در نقش کریستین مندز
  • تولید:

    در سال ۲۰۰۷ میلادی جاشوا بیرمن در مجله وایرد مطلبی با عنوان «چگونه سازمان سیا از یک داستان علمی تخیلی جعلی برای نجات آمریکایی‌ها از تهران استفاده کرد» منتشر کرد و در آن جزئیات نجات ۶ نفر دیپلمات آمریکایی در تهران را توضیح داد.پیش از آن تونی مندز هم خاطرات خود را در پایگاه اینترنتی سازمان سیا منتشر کرده بود. در سال ۲۰۰۷ بر اساس این دو مقاله جرج کلونی به همراه گرانت هسلوف و دیوید کلاوانز پروژه ساخت فیلم را آغاز کردند، در فوریه ۲۰۱۱ بن افلک به عنوان کارگردان به گروه تولید فیلم اضافه شد. انتخاب بازیگران ایرانی از طریق تبلیغات در روزنامه‌های فارسی‌زبان آمریکا انجام شد. بعد از انتخاب بازیگران فیلمبرداری فیلم در ماه اوت ۲۰۱۱ در لوس‌آنجلس کلید خورد. مابقی تصاویر فیلم نیز در شهرهای مک لین ویرجینیا، واشنگتن دی‌سی و استانبول فیلمبرداری شد.

    آرگو اولین بار در سی و هفتمین جشنواره فیلم تورونتو به نمایش در آمد و نمایش گستردهٔ آن در سینماهای آمریکا از ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲ آغاز شد.

    بازتابها:

    فیلم آرگو بازتاب‌های گوناگونی در جامعه ایرانی داشته‌است. بعضی از تماشاگران ایرانی آرگو، فیلم را دارای نگاهی مثبت و پیامی برای صلح میان ایران و آمریکا می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند که سازندگان این فیلم سیاه نمایی کرده‌اند و تصویر درستی از ایران و ایرانی ارائه نداده‌اند.

    آرگو در مجموع با استقبال منتقدان روبرو شده‌است.راجر ایبرت به فیلم نمره کامل (چهار ستاره) داده و هنر بکار رفته در فیلم را نایاب توصیف کرد. گری سیک در مصاحبه با رادیو ان پی آر از اینکه در فیلم، با وجود موضوع حاد سیاسی، دست کم یک ایرانی با شخصیت مثبت معرفی شده اظهار خوشنودی کرد.تاد مک‌کارتی منتقد هالیوود ریپورتر نوشت که فیلم آرگو یک فیلم دلهره‌آور سیاسی عالی است که جزئیات را هوشمندانه روایت می‌کند. منتقد یواس‌ای تودی نوشت که آرگو یک فیلم دلهره‌آور سیاسی واقعی و هیجان انگیز با طراحی عالی است.در عوض هنری بارنز نویسنده گاردین این طور نظر داد که حجم بار تبلیغی موجود در فیلمنامه، کل آن را غیرقابل‌اعتماد ساخته‌است. همچنین سارا شورد، یکی از سه آمریکایی که در سال ۲۰۰۹ در ایران بازداشت شده بود در انتقاد از این فیلم نوشت که آرگو حقیقت‌های ایران را محو می‌کند، و استدلال کرد که قهرمان واقعی این فیلم زن ایرانی است که در سفارت کانادا کار می‌کرده اما در فیلم به او بهای کافی داده نشده‌است. از سوی دیگر، پس از نمایش اولیهٔ فیلم در جشنوارهٔ تورنتو، خبرگزاری‌هایی کانادایی نیز از کمرنگ نشان دادن نقش کانادا در داستان فیلم انتقاد کردند.

    نقد منابع ایرانی از آرگو منفی بوده‌است. الف، تولید فیلم را به صهیونیست‌ها نسبت دادو خبرگزاری فارس با این استدلال که فیلم آرگو چند ساعت پس از تعطیل شدن سفارت کانادا در ایران، در جشنواره‌ای در تورنتو به نمایش درآمده نوشت که هدف این فیلم آن است که ایران را به عنوان دشمن معرفی کند.[ خبرگزاری نامه هم پیش‌بینی کرد که این فیلم نامزد جوایز اسکار خواهد شد

     


    برچسب‌ها: آرگو, فیلم ضد ایرانی, بهترین فیلم گلدن گلوب
    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 18:9  توسط حميد حميدزاده  |